خانه مهر ما


+ دوباره می نویسم از زندگی

چند وقتی بود که دیگه حوصله نوشتن نداشتم ،نمودنم از جو جامعه بود یا روحیات و زندگی خودم .ولی دو سه روزه که دلم میخواد دوباره بنویسم .

دوستای گلم وب همتون رو خوندم اکثر شما هم دیگه آپ نکردید ،مدوسا جوونم ،فرنوش خانوم نیستید و....

ما هم هستیم ،آقاییی که درگیر کار و زندگی و ... من هم همینطور .هنوز برناممون مشخص نیست ولی روز به روز به هم نزدیکتر می شیم و وابستگیمون بیشتر میشه

خیلی نگران آینده مون هستم .

قول می دم دفعه دیگه یه پست طولانی بنوسیم .

نویسنده : خانوم کوچولو ; ساعت ۱۱:٠۱ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/٤/٢٢
تگ ها:
    پيام هاي ديگران()   لینک

+ من اومدم ....

سلام به همه دوستای گلم

ممنون که این همه نگران من بودید ماچ

من خونه ام رو عوض کردم ،خیلی گرفتار بودم ،خودتون می دونید دیگه اثاث کشی و ...

خیلی دردسر داره . توی اداره هم که خیلی کار زیادشده ،دیگه نتونستم آپ کنم .

یک تغییر جغرافیاییی شدید دادم ،از غرب تهران اومدم شرق ،این خونه از اون خونه خیلی بهتره ولی از محل کارم دورتره .

آقاییی رو هم 3 هفته ای میشه ندیدم ،که دیگه امروز می خوایم همدیگر رو ببینیم .

راستی با آقاییی قرار گذاشتیم ،تابستون که خواهر آقاییی اومد از ن.ر..و.ژ  دیگه کارهامون رو بکنیم و . ...

میام به همتون سر می زنم دوستای گلم .

نویسنده : خانوم کوچولو ; ساعت ٧:٤٤ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/٢/۱٥
تگ ها:
    پيام هاي ديگران()   لینک

+ زندگی+انیشتن و هفت سین

این روزها خیلی فکر می کنم ، مرمر جون راست می گفت وقتی خودم هیچی نگم بهتر جواب می ده انگار وقتی که من راجع به شروع زندگی حرف می زنم آقاییی نگرانیش بیشتر میشه .

دیشب داشتیم با هم صحبت می کردیم ،یه موضوعی مطرح شد من گفتم دیگه بیخیال زندگی شدم که دیدم آقاییی ناراحت شد گفت اینجوری نیست .

امروز می خوام از خاطرات دکتر حسابی یه چیزی اینجا بنویسم برای خود من جالب بود دوست دارم شما هم بخونید .

در زمان تدریس در دانشگاه پرینستون دکتر حسابی تصمیم می گیرند سفره ی هفت سینی برای انیشتین و جمعی از بزرگترین دانشمندان دنیا از جمله "بور"، "فرمی"، "شوریندگر" و "دیراگ" و دیگر استادان دانشگاه بچینند و ایشان را برای سال نو دعوت کنند. آقای دکتر خودشان کارتهای دعوت را طراحی می کنند و حاشیه ی آن را با گل های نیلوفر که زیر ستون های تخت جمشید هست تزئین می کنند و منشا و مفهوم این گلها را هم توضیح می دهند. چون می دانستند وقتی ریشه مشخص شود برای طرف مقابل دلدادگی ایجاد می کند. دکتر می گفت: " برای همه کارت دعوت فرستادم و چون می دانستم انیشتین بدون ویالونش جایی نمی رود تاکید کردم که سازش را هم با خود بیاورد. همه سر وقت آمدند اما انیشتین 20دقیقه دیرتر آمد و گفت چون خواهرم را خیلی دوست دارم خواستم او هم جشن سال نو ایرانیان را ببیند. من فورا یک شمع به شمع های روشن اضافه کردم و برای انیشتین توضیح دادم که ما در آغاز سال نو به تعداد اعضای خانواده شمع روشن می کنیم و این شمع را هم برای خواهر شما اضافه کردم. به هر حال بعد از یک سری صحبت های عمومی انیشتین از من خواست که با دمیدن و خاموش کردن شمع ها جشن را شروع کنم. من در پاسخ او گفتم : ایرانی ها در طول تمدن 10هزار ساله شان حرمت نور و روشنایی را نگه داشته اند و از آن پاسداری کرده اند. برای ما ایرانی ها شمع نماد زندگیست و ما معتقدیم که زندگی در دست خداست و تنها او می تواند این شعله را خاموش کند یا روشن نگه دارد."

آقای دکتر می خواست اتصال به این تمدن را حفظ کند و می گفت بعدها انیشتین به من گفت:   " وقتی برمی گشتیم به خواهرم گفتم حالا می فهمم معنی یک تمدن 10هزارساله چیست. ما برای کریسمس به جنگل می رویم درخت قطع می کنیم و بعد با گلهای مصنوعی آن را زینت می دهیم اما وقتی از جشن سال نو ایرانی ها برمی گردیم همه درختها سبزند و در کنار خیابان گل و سبزه روییده است."

بالاخره آقای دکتر جشن نوروز را با خواندن دعای تحویل سال آغاز می کنند و بعد این دعا را تحلیل و تفسیر می کنند. به گفته ی ایشان همه در آن جلسه از معانی این دعا و معانی ارزشمندی که در تعالیم مذهبی ماست شگفت زده شده بودند. بعد با شیرینی های محلی از مهمانان پذیرایی می کنند و کوک ویلون انیشتین را عوض می کنند و یک آهنگ ایرانی می نوازند. همه از این آوا متعجب می شوند و از آقای دکتر توضیح می خواهند. ایشان می گویند موسیقی ایرانی یک فلسفه، یک طرز تفکر و بیان امید و آرزوست. انیشتین از آقای دکتر می خواهند که قطعه ی دیگری بنوازند. پس از پایان این قطعه که عمدأ بلندتر انتخاب شده بود انیشتین که چشمهایش را بسته بود چشم هایش را باز کرد و گفت" دقیقا من هم همین را برداشت کردم و بعد بلند شد تا سفره هفت سین را ببیند.

آقای دکتر تمام وسایل آزمایشگاه فیزیک را که نام آنها با "س" شروع می شد توی سفره چیده بود و یک تکه چمن هم از باغبان دانشگاه پرینستون گرفته بود. بعد توضیح می دهد که این در واقع هفت چین یعنی 7 انتخاب بوده است. تنها سبزه با "س" شروع می شود به نشانه ی رویش. ماهی با "م" به نشانه ی جنبش، آینه با "آ" به نشانه ی یکرنگی، شمع با "ش" به نشانه ی فروغ زندگی و ... همه متعجب می شوند و انیشتین می گوید آداب و سنن شما چه چیزهایی را از دوستی، احترام و حقوق بشر و حفظ محیط زیست به شما یاد می دهد. آن هم در زمانی که دنیا هنوز این حرفها را نمی زد و نخبگانی مثل انیشتین، بور، فرمی و دیراک این مفاهیم عمیق را درک می کردند. بعد یک کاسه آب روی میز گذاشته بودند و یک نارنج داخل آب قرار داده بودند. آقای دکتر برای مهمانان توضیح می دهند که این کاسه 10هزارسال قدمت دارد. آب نشانه ی فضاست و نارنج نشانه ی کره ی زمین است و این بیانگر تعلیق کره زمین در فضاست. انیشتین رنگش می پرد عقب عقب می رود و روی صندلی می افتد و حالش بد می شود. از او می پرسند که چه اتفاقی افتاده؟ می گوید : "ما در مملکت خودمان 200 سال پیش دانشمندی داشتیم که وقتی این حرف را زد کلیسا او را به مرگ محکوم کرد اما شما از 10هزار سال پیش این مطلب را به زیبایی به فرزندانتان آموزش می دهید. علم شما کجا و علم ما کجا؟!"

 

نویسنده : خانوم کوچولو ; ساعت ٩:٠۱ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/۱/٢٦
تگ ها:
    پيام هاي ديگران()   لینک



دريافت كد ستاره باران وبلاگ

Digital Clock - Status Bar